محمد اشرف علوى عاملى

756

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

خارج از ذات . جوابش آن است كه : دانستى كه حقيقت وجود اعنى منشأ انتزاعش عين ذات واجب است ، و در خارج نيز ماهيّت واجب عين مفهوم وجود اوست در ذهن ، و مفهوم وجود معنى واحد غير مختلفى است ، پس اگر مفهوم وجود منتزع شود از دو حقيقت مختلفه لازم آيد كه دو حقيقت مختلفه در ماهيت واحد غير مختلفه باشند و اين محال است ، چه حقيقت چنان كه دانسته شد نيست مگر ماهيت به اعتبار وجود در خارج ، بلكه حقيقت [ ب - 223 ] فى الحقيقة نيست مگر منشأ انتزاع ماهيّت ، پس اگر مفهوم وجوب وجود كه مانند مفهوم وجود معنى واحد غير مختلف است منتزع شود از دو حقيقت مختلفه ، لازم آيد كه معنى واحد غير مختلف تمام ماهيّت دو حقيقت مختلفه تواند بود ، و بطلان اين لازم از اجلّاى بديهيّات است « 1 » » . « 2 » و ملّاى خفرى در حاشيهء خود كه به اين مبحث قلمى نموده تصريح كرده كه وجود انتزاعى مغاير وجود بالذّات است كه عين ماهيت واجب است به اين عبارت كه : « البقاء انّما هو استمرار الوجود الانتزاعى الّذى هو مغاير للذّات » . و ايضا قريب به اين كلام گفته : « الوجود الانتزاعى الّذى هو زايد على الذّات » . و ايضا قريب به اين كلام گفته : « الوجود الانتزاعى الّذي هو زائد على الذّات فى التعقّل » . و در طى بيان رفع شبهه ابن كمونه تمهيد به اين نحو نموده و گفته است : « و ايضا حقيقة الوجود المحض لا يمكن ان لا تقتضى عدم كثرة

--> ( 1 ) . م : - است ( 2 ) . گوهر مراد / 202 - 204